خرید بک لینک
دونفر کنار هم هر کدوم یه 'من' مستقل از اون یکی هستش.وقتی دو تا 'من' مستقل کنار هم قرار میگیرن هیچ کدوم نمیتونه به خاطر اون یکی خودشو تغییر بده و اگر تغییری هم صورت بگیره یا کوتاه مدته یا جزئی، برای باهم بودن باید این 'من'های مستقل باهم سازش داشته باشن هم و درک کنن و به این باور برسن که طرف مقابل شباهت زیادی به اون داره...راستش رو بخواین من به این معتقد نیستم که تفاوتها آدمارو کنار هم نگه میداره ای

برچسب: داشتنی, نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 3:06

دونفر کنار هم هر کدوم یه 'من' مستقل از اون یکی هستش.وقتی دو تا 'من' مستقل کنار هم قرار میگیرن هیچ کدوم نمیتونه به خاطر اون یکی خودشو تغییر بده و اگر تغییری هم صورت بگیره یا کوتاه مدته یا جزئی، برای باهم بودن باید این 'من'های مستقل باهم سازش داشته باشن هم و درک کنن و به این باور برسن که طرف مقابل شباهت زیادی به اون داره...راستش رو بخواین من به این معتقد نیستم که تفاوتها آدمارو کنار هم نگه میداره ا

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 2:24

فقط یه لحظه کافیه تا همه چیزتو از دست بدی، یه لحظه ای که از عصبانیت هیچی نمیفهمی و هیچ کس هم از این قاعده استثنا نیست.خیلی از قتلهایی که اتفاق میوفته بدون قصد قبلی و فقط تو یه لحظه ناراحتی بوجود میاد.یه بار که برای گزارش نوشتن رفته بودم دادگاه کیفری 2 متهم به ضرب و جرحی رو آورده بودن که به اتهام قتل بازداشت بود.وقتی قاضی ازش پرسید چرا قتل؟ گفت ناموسی بوده یدفعه شد نمیخواستم بکشمش...خیلیا نمیخوان

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 11 شهريور 1396 ساعت: 7:18

امروز توی دادگاه یکی از مراجعین به بازپرس پرونده توهین کرده بود،فحش داده بود و بازداشتش کرده بودن و پایین نگهش داشته بودن.من پیش رییس برای یه امضا ایستاده بودم مدیر دفتر اومد داخل و قضیه رو تعریف کرد، رییس ازش پرسید موقع کار پشت میز بهش توهین کرده؟ مدیرم گفت آره بیاریمش؟ رییسم گفت آره. من امضامو گرفتمو رفتم نتونستم ببینم کیه و چرا اینکارو کرده اما یاد اوایل خودم افتادم... یه بار با مدیر یه دفتر ب

برچسب: توهین, نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 11 شهريور 1396 ساعت: 7:18

امشب به پشه تقریبا بزرگ نیشم زد، خیلی هم سمج بود و دوباره برمیگشت از آخر با مگس کش کشتمش.از بس بزرگ بود اولش فکر کردم مگس.بعد فک کردم نکنه از این پشه هایی باشه که بیماری انتقال میدن و همیجور تا آخر رفتم که از آخر تو فکرم مردم! ...نمیدونم چرا اما چند وقتی هست با هر اتفاق ساده ای من تا تهش میرم، دقیقا همون آخرش که مثلا یه فاجعه بزرگ رخ داده.خواهرم میگه نباید اینطوری فکر کنم چون فکرای منفی باعث میشه

برچسب: قانون, نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 11 شهريور 1396 ساعت: 7:18

نشستم تو مطب دکتر عمومی.دکتر هنوز نیومده.یه خانوم با بچه کوچیکش اومده به شرط اینکه دکتر بهش آمپول نزنه.یه خانوم دیگه با نوه ش اومده که تنها نباشه.منشی مشغول انجام کارای خودشه.صدای تلویزیون خیلی بلنده و اونقدر تی وی رو بالا نصب کردن که حتی منشی روبروش قرار داره به سختی میتونه ببینه.ساختمان مطب خیلی قدیمیه و بازسازی شده.سمت چپ قفسه سینم درد میکنه و با اطلاعاتی که قبل اومدن از نت بدست آوردم سینه پهل

برچسب: ویزیت, نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 11 شهريور 1396 ساعت: 7:18

صفحه بندی